محمد سعيد جانب اللهى
63
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در خراسان براى درمان درد چشم در روز اول و دوم ابتلا اقدامى نمىكنند تا به اصطلاح ورآيد . روز سوم مقدارى تپالهء گاو در آتش مىريزند بعد يك تيغهء آهنى روى آتش نگاه مىدارند تا سرخ شود . وقتى تيغه سرخ شد اندكى زمه ( زاج سفيد ) و كمى ترياك روى آن قرار مىدهند و مجددا تيغه را روى آتش مىگيرند ، تا زمه و ترياك روى تيغه بسوزد . آنگاه تخممرغى را مىشكنند زردهء آن را جدا مىكنند و سفيدهء آن را همچنانكه در پوست است ، روى آتش ملايمى ( آتش را حتما بايد با تپالهء گاو بيفروزند ) نگاه مىدارند تا نيمبند شود . پس از آن سفيده را در دستمالى مىريزند و آهستهآهسته مىفشارند ، تا عرق آن درآيد ، آن وقت سوختهء ترياك و زمه را از روى تيغهء فلزى برداشته با مختصرى جوهردانه روى سنگى مىسابند و با عرق سفيدهء تخممرغ و چند قاشق آب مخلوط مىكنند و از مايع يا دارويى كه به دست مىآيد براى معالجهء درد چشم استفاده مىكنند ، به اين معنى كه هر روز دو يا سه بار چند قطره از آن را با پنبه در چشم مىچكانند ( شكورزاده : 246 - 247 ) . همچنين مقدارى شاهدانه و ريشهء مرجان و پرسياوشان و زاج سفيد و مرواريد ناسفته را مىكوبند ، و با سفيداب و آبغوره مخلوط مىكنند و با ميل به چشم مىكشند ( همان : 247 ) . در تهران اگر از گرمى باشد ، با چاى تازهدم مىشويند ، عرق بيد يا كاسنى ، آب خيار يا كاهو كه تميز شسته شده مىخورند ، بايد مسهل و غذاى سرد و ترش بخورند و اگر از سردى باشد ، بايد هليله زرد بكشد ، زعفران ساييده در بينى كشيده عطسه بزند ، روغن بادام و شكر سرخ بخورد ، سفيدهء تخممرغ بچكاند ، زردهء تخممرغ نيمگرم به پشت چشم اندازد ( شهرى : 5 / 421 ) . در خوزستان دارويى به نام قرمز را كوبيده با آب مخلوط مىكنند و به صورت قطره در چشم مىچكانند ، زنان عارفه ( طبيب ) با نوك زبان و يا به وسيلهء دستمال چشم را تميز مىكنند ( افشار سيستانى ، 1370 : 322 ) . در لرستان براى معالجهء جوش داخلى ، پلك بالاى چشم كه به چكه « 1 » معروف است ، گل چقچقه « 2 » مىگذارند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 265 ؛ نيز - خوندرمانى ) . در سنگسر مرهم خكيجه « 3 » يا هوچو براى درمان چشمدرد به كار مىرود . براى تهيهء اين مرهم پس از گرفتن روغن پيهء بز همچنانكه هنوز روى آتش ملايم است اندكى موم و كرهء بىنمك به آن مىزنند ، سپس ريشهء خكيجه را به داخل آن مىريزند و صاف مىكنند ( اعظمى ، 1351 : 56 ) و نيز گردهء كوچكى از نان فطير را در آب زده روى چشم مىبندند ( همان : 57 ) .
--> ( 1 ) . c ? eka ( 2 ) . c ? aqc ? aqa ( 3 ) . xokija يا howc ? uae نوعى علف صحرايى است كه ريشهء سرخرنگ دارد .